از تمام کسانی که تجربه شکست زندگی مشترک را دارند خواهش می کنم با کمال صداقت بدون در نظر گرفتن من ایده آل به سئوال زیر جواب دهند:

اگر زن / مردی به شما مراجعه کند و بگوید که قصد ازدواج با همسر قبلی شما را دارد تا چه اندازه می توانید بی غرض با او برورد کرده و خوبی ها و بدیهای همسر سابقتان را به او گفته و از تجربیات خود در اختیار او بگذارید؟

چقدر دلتان می خواهد با غلو در مشکلات از همسر سابقتان انتقام بگیرید؟

چقدر می توانید با او خوب برخورد کرده و همکلام شوید؟

 با اینکه مسلما دلتان از دست همسرتان پر است آیا جاهایی که حق با او بوده و اشتباه از شما بوده را به او می گویید؟

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

نگاه آدم ها فرق مي كنه. ممكنه مردي كه از نظر من بسيار بسيار خسيس به نظر ميومده از نگاه يه زن ديگه اين طور نباشه. الزامي نداره اون مردي، كه مرد زندگي من نبوده، مرد زندگي هيچ زن ديگه اي هم نباشه. روحيه ها متفاوته. بنابراين، به خودم اجازه نمي دهم نگاه خودم و تجربه هاي تلخ و شيرين خودم رو تسري بدم به يك زن ديگه.

شین

چرا فکر میکنید همه مسلما دلشان از همسر سابقشان پر است ؟!!!!!!! ما از هم جدا شدیم چون به این نتیجه رسیده بودیم که ادمهای کاملا متفاوتی هستیم که به درد زندگی با یکدیگر نمیخوریم و دلمان هم از هم پر نیست !!!

سارا

من اگه بخوام با مردی که از زن اولش جدا شده ازدواج کنم ترجیح میدم اصلآ سراغ زن قبلیش نرم چون در 99 درصد موارد اونا اطلاعات صحیح نمیدن.میرم با یکی دو نفر از آدمهای فامیل مرد که میدونم آدمهای فهمیده ای هستن حرف میزنم.هر چند ممکنه تو بعضی موقعیتها این جور آدمایی اصلا پیدا نشه اما بهتر از اینه که از زن قبلیش بپرسم که تجربه تلخی با این آدم داشته و شخصیتش رو سلاخی کنه.

نسیم

اگه این سوالو بعد از جدا شدنم کسی میپرسید هر چی به ذهنم میرسید میگفتم ولی اگر کسی حالا که 5 سال از اون روز میگذره ازم بپرسه حقیقتو میگم و شناختی که از اون شخص دارم رو میگم بی هیچ دروغی . میدونی مرور زمان باعث میشه کمی از شدت کینه ها کاسته بشه و آدم دید بهتری داشته باشه .

چه اهمیتی داره!

سوالت را با سوال پاسخ می دهم! میخواهی نقش یک ادم خوب را بازی کنی یاد بد؟ همه چی در ان خلاصه است!

زن دوم

گذشت زمان دل آدم رو آروم میکنه - من تجربه طلاق رو دارم - حالا که زمانی طولانی گذشته اگر کسی بخاد از من نظرخواهی کنه میگم که او مرد خوبی بود اما ما مناسب هم نبودیم و در زمینه های مشکلات خاص و برجسته بهش پیشنهاد میکنم تحقیق کنه بدون اینکه اصل مشکل رو بگم.

زن اول

مطمئنم واقعیت رو میگم چون هیچ وقت کینه ای ازش نداشتم.

بی تا

من دقیقا وکاملا در موردش بدون حب و بعض میگم و راهنمایی درستی میکنم چون من خودم دارم دنبال یک همسر خوب برای ایشان هستم [نیشخند][لبخند]

بیدار

من خیلی خلاصه علت طلاقم رو میگم چون تاکید کردن و بزرگ کردن مسائل فایده نداره. بهش پیشنهاد میدم از جاهای دیگری غیر از من اطلاعات بگیره و حتما هم می خواهم ازدواج کنه چون: 1- اینجوری دیگه این زن دست از سرم برمیداره. بنظر برخی آشنایان و دوستانش، با اینکه در کلام ،مثل همیشه با فحشهای رکیک از من یاد میکنه( علت اصلی طلاق همین بد دهنی بود) ولی باز هم منو دوست داره. واقعا کاش ازدواج کنه بره 2- برخی آدمهایی که منو سرزنش میکنن که زنم رو طلاق دادم ، خیلی زود متوجه میشن هیچ مردی نمیتونه فحاشی و بد دهانی رو تحمل کنه!![لبخند]

فرشته

من خيلي دلم مي خواست قبل از جدايي من همسرم ازدواج كنه ولي قبول نكرد وقعا دلم مي خواد زودتر همسرسابق ام ازدواج كنه چون نگران بالا رفتن سن ايشون ام