حامی

سی و پنج سالش است و به غایت خوش سیما و خوش اخلاق.

راز غم چشمانش را تا چند روز پیش نمی دانستم .

اما دیگر کاسه صبرش تمام شد و از ازدواج مجدد پدر60 ساله اش گفت با دختر 36 ساله.

پیش خودم گفتم بازهم همان داستان تکراری.

10 سالی است که زندگیشان چنین پیچیده شده است و خانم دوم از اقوامشان بوده است.

اما قسمت جالب این ماجرا این بود که پدرش بیکار است و همسر دوم خرجش را می دهد .

همسر دوم هم جوان است و هم صاحب درامد و اعتبار اجتماعی.

از همه لحاظ سرتر از مرد.

خرج این یکی خانه را دختران می دهند و سعی می کنند به پدرشان کاری نداشته باشند و حتی به او پول تو جیبی می دهند.

راستش این خانم دوم را نمی توانم درک کنم.

شاید واقعا همانطور که پدر می گوید عشق است کلید حل این معما؟

 

/ 2 نظر / 29 بازدید
نگارین(عروس دلشکسته)

سلام داشتم وب گردی میکردم که با وبت اشنا شدم راستش برا من درک این مسئله سخته که چطور میشه همسر دوم بود

گلی

هیچوقتم نخواه که درک کنی. چون یهو خدا یه کاری میکنه که درکشون کنی و بعد بیچاره میشی! از ما گفتن بود!